افغانستان مطالب علمی مطالب عمومی

زنان و ناهنجاریهای اجتماعی

هرچند در افغانستان و سایر کشورهای جهان همه‌ساله از روز جهانی زن تجلیل به عمل می‌آید؛ اما دیده می‌شود که زنان در بسیاری از کشورها به خصوص در افغانستان درهولناک‌ترین بستر تاریخی بسر می‌برند و از روز جهانی زن در کشور به حیث یک سمبول که نمایش از محرومیت زنان است و شعار آرمان‌گرایانه سر می‌دهند بزرگداشت می‌کنند، این درحالیست که زندگی زنان در چنین کشور‌های که همواره شیوه‌های مرد سالاری و سنت‌های زن‌ستیزانه حاکم بر جامعه است، بدون دست‌یافتن به هرگونه حقوق انسانی،اجتماعی و سیاسی روزگارسپری می‌کنند.
اگر زنان درشرایط کنونی به حقوق طبیعی ومدنی شان دست پیدا نمی‌کنند ریشه‌ی آن را باید به دوران قبل از اسلام جستجو نمود که نمونه‌ی بی‌حرمتی به زنان در میان قبایل اعراب پیش از اسلام معمول بوده است. در آن زمان دختران زنده به گور می‌شدند و یا هم از آنان فقط به‌ عنوان کالای تجارتی استفاده به عمل می‌آوردند و هویت انسانی زن در لای پرده‌های جهالت عرب تنها بازیچه‌‌‌ی مردان شهوت‌پرست بوده است.
اما با ظهور اسلام در جزیره العرب دریچه‌ی نوین به روی زنان گشوده شد و زن به عنوان یک انسان و مخلوق ارزشی الهی عرض اندام کرد این سر چشمه وحی انسانیت بود که برای زنان حق و حقوق قایل گردید ولی با آن‌هم دیده می‌شود که زنان تا حالا هم در شماری از کشورها به طوری‌که باید و شاید برای آنان احقاق حقوق شود متأسفانه عکس قضیه را شاهد هستیم. زنان در کشوری مثل افغانستان همان انسان‌های اند که در خانه‌ی پدر شان به‌نام «آدم مردم» و در خانه‌ی شوهر به‌نام «دختر مردم» و در اجتماع به نام «سیاه‌سر» و صفت‌های چون ناقص‌العقل یاد می‌شود و مورد دیگر هم اینکه بسیاری بر این باورند زنان همانگونه که با لباس سفید در خانه‌ی بخت می‌رود تا زمانیکه با کفن سفید راهی قبرستان نشود دیگر از خانه‌ی شوهر بیرون شده نمی‌تواند و همین رسومات نا‌پسند بوده که تا امروز زن به عنوان جنس دوم در میان جوامع سنتی و افراطیت دین و مذهب مطرح است و اینست که کسی به این طیف از جامعه اهمیت نداده و از آن صرف استفاده ابزاری می‌نمایند.

بدون شک زنان در طول تاریخ در بسیاری از کشورها با این وضعیت دست و پنجه نرم کردند تا اینکه در قرن بیست طی یک حرکت مدنی و حق‌خواهی جنبش زنان را شکل میدهند و این حرکت از این‌جا آغاز می‌شود زنانیکه در یک فابریکه نساجی در کشور امریکا کار می‌کردند و از وضعیت تشنج‌بار که بالای آنان حاکم بود رنج می‌بردند، به سرک‌ها ریخته دادخواهی کردند و از حکومت وقت خواستند تا به آنان نیز اجازه دهند که در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعالانه به عنوان شهروندان سهم داشته باشند و از حق و حقوق مادی و معنوی‌شان بهره‌مند شوند و ازین رو هشت مارچ به عنوان روز جهانی زن نام‌گذاری شد تا به یادبود از چنین روز تاریخی، زنان گردهمایی‌های بزرگ را راه‌اندازی کنند که این امر تاجایی جنبه عملی پیدا کرده اما در جامعه‌ی زن ستیز افغانی، فقدان خرد جمعی آیین گرامی داشت از روز جهانی زن را یک پندار غلط شمرده و حضور زنان در جامعه را تاکنون لکه‌ی ننگ شان میدانند.
برهمگان هویدا است که در افغانستان همه ساله از روز جهانی زن تجلیل می‌شود اما از دیدگاه من این رویکرد نمادین باید به یک فرهنگ اجتماعی تغییر جهت داده شود تا زن بودن را به معنای واقعی آن برجسته سازد ولی تجلیل آرمان گرایانه و‌ داد‌ زدن از حقوق زن فقط در قاموس یک شب تار نهیب زده می‌شود. با آنکه مردم افغانستان داد از اسلام و حقوق زن می‌زنند ولی تا هنوز در بسیاری از ولایات افغانستان زنان از آدرس دین و باورهای سنتی تحت شلاق جلادان زمان قرارمی‌گیرند و درمغایرت­ با دستورات دین اجازه ندارند به مکتب بروند درحالیکه آموزه‌های دینی آموختن علم را یک مکلفیت دانسته است، به زنان اجازه داده نمی‌شود تا در تصمیم‌گیری‌های مهم کشوری سهیم باشند وحتا در انتخاب همسر و سرنوشت آینده‌ی خویش اراده‌ی از خود ندارند و درامورات زندگی سلب صلاحیت می‌شوند.
در جامعه‌ی که شعایر دینی در تعامل با خرافات سنتی قرار داشته باشد در جامعه‌ی که مردم با سطح آگاهی پایین زندگی کنند و در جامعه‌ی که اساس اندیشه‌ها، انسان سالاری نباشد یک قشر بزرگ جامعه که زنان باشد همواره در معرض خشونت، توهین و تحقیر قرار خواهند داشت؛ خشونت‌های که پایگاه اجتماعی زنان را از هم پاشیده و پیکر یک قشربزرگ جامعه انسانی را آسیب‌پذیرساخته است.

امروز خشونت‌های که بر زنان روا داشته می‌شود شامل تحریم زن ازحقوق اساسی، لت‌و‌کوب، خشونت‌ها و شکنجه‌های روحی است که زنان افغانستان با آن روبرو اند و همین امر باعث شده که زنان جامعه‌ی افغانستان از تمام امتیازات زندگی به‌دور بمانند.
خشونت علیه زن پدیده‌ایست که تازگی ندارد و از زمان پیدایش این دو موجود مرد و زن، خشونت نیز با آنان رشد کرده است که این پدیده در برخی کشورها از آن کاسته شده و اما در افغانستان که در قرن 21 قرار داریم نه تنها خشونت علیه انسانیت کاهش نیافته بلکه به شکل مدرن در حال افزایش است و زنده به گورکردن زنان نیز با رویکردهای جدید به همراه می‌باشد.
تاکنون در میان کشورهای جهان سوم بدترین نمونه‌های خشونت علیه زن در افغانستان به ثبت رسیده که شامل سوزاندن، سنگسار‌کردن،­ گلوله باران و قطع کردن اعضای بدن می‌باشد که اکثرعاملین آن مردم، گروه‌های مسلح غیرمسئول، ملاهای افراطی و بنیادگراهای دینی بوده اند و علت دیگر افزایش خشونت علیه زن فرهنگ معافیت در جامعه‌ی افغانی و بی‌توجهی مسئولین و نهادهای عدلی و قضایی بوده که تاکنون هیچ مواردی دیده نشده که عاملین خشونت علیه زن به میز محاکمه کشانیده شده باشد. آمارهای که سالانه از سوی کمیسیون حقوق‌ بشر در رابطه با اعمال خشونت علیه زنان بیرون داده می‌شود واقعا تکان‌دهنده است با آنکه این آمار دقیق نیست و مطمئنا بیش‌تر از آن است چون زنان تا هنوز نمی‌توانند گزارش‌های مبنی بر اعمال خشونت علیه شانرا به سمع کمیسیون برسانند ولی با آنهم دولت بی‌کفایت تا هنوز آنگونه که انتظار می‌رود کسی را در این مورد که گویا حق زنان را سلب کرده باشد مورد پیگرد قرار نداده است. بنابر همین دلیل است که تا هنوز در بسیاری از نقاط افغانستان و جامعه‌ی مردسالار این مملکت زنان به حاشیه رانده شده و این‌جاست که این طیف از جامعه تمام عمر شانرا به رنج و زحمت بی‌پایان سپری می‌کنند.
هرچند که طی چندسال گذشته زمینه‌ی رشد و شگوفایی برای فعالیت زنان درعرصه‌های مختلف در کشور مساعد شده اما این دست‌آورد برای توانمندسازی زنان کافی نبوده و باید هرنوع محدودیت که مانع رشد زنان درجامعه می‌شود برداشته شود تا زنان برای ادامه حیات نوین از خود برنامه‌ی برای زندگی داشته باشند.
به باور من راه بیرون‌رفت از این معضل و پایان بخشیدن به این‌همه ناهنجاری‌ها و اعمال خشونت که علیه زنان صورت می‌گیرد در قدم اول باید کمپاین منع خشونت علیه زن در سراسر افغانستان راه‌اندازی شود و رسانه‌ها نیز جهت آگاهی‌دهی عامه برنامه‌های جهت بهبود اوضاع زندگی زنان داشته باشند و هم‌چنان باید تلاش شود تا در مورد حقوق زن و آنچه را که میثاق‌های بین المللی می‌گوید و خواست جامعه بشری است اطلاع‌رسانی شود. در قدم دوم ملا امامان مساجد می‌توانند در این زمینه رول مهم را بازی کنند و زمانیکه بالای منبر می‌رود به جای خواندن و صوت نمودن قصه‌های تاریخی، در رابطه با این موارد صحبت کنند تا مردم از نحوه‌ی زندگی باخبر شوند به خاطریکه دانستن شیوه‌ی زندگی مهم‌تر از سرگذشت پیشوایان مذهبی است. در قدم سوم زنان خود باید به صورت قاطع و جدی وارد عمل شوند تا خود شان نقش تاثیر‌گذاری را در تاریخ کشور شان ایفا کنند و بر همگان به اثبات برسانند که زنان نیز توانایی این را دارد که مثل مردان کار کنند و در تمامی امورات زندگی و مسایل سیاسی و اجتماعی نقش ساختاری داشته باشند تا یک جامعه ایده‌آل، مطلوب و توانمند در راستای آزادی بشریت از بربریت داشته باشیم.
آخرین کلام تا زمانی که زنان جامعه افغانستان خود خواستار تغییر بنیادی در رابطه به حقوق و نقش اجتماعی شان نشوند سیاست‌های بی‌خردانه این دولت در قبال زنان در شرایط که هیچ ثبات سیاسی وجود ندارد تاثیرگذار نخواهد بود.

محمدعلی رحمانی

برگرفته شده از هفته‌نامه کارا.

درباره نویسنده

مدیریت جاغوری نیوز

ار تباط با مدیریت وبسایت خبری جاغوری نیوز: / 0093797675981
Info@Jaghorinews.com

Leave a Comment