افغانستان مطالب عمومی

زن صدای ناشناخته‌ی تاریخ

برگرفته شده از هفته‌نامه‌ی کارا.
زنان که نصفی از نفوس کشورها و جهان را تشکیل می دهند، نقش آنها در تمام تعاملات و معادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بنا بر روحیه ی سلطهگرایانه ی مردان در ادوار مختلفی از تاریخ کمرنگ و به حاشیه بوده اند.
سنتها، نا هنجاریها، عرف و عنعناتی که در اکثر از کشور‌ها و بهطور اخص در کشور افغانستان حاکم است، ظلم مسلم و آشکار بر زن است. خود‌سوزیها، محکمه‌کردنهای صحرایی، سنگسارشدنها، مورد لت و شتم قرار گرفتنها، محصور‌شدنها در چهار دیواری خانه و عدم دادن اجازه فامیلین برای دختران شان جهت تحصیل کردن و برخورد دو‌گانه خانوادهها میان فرزندان دختر و پسر و ازدواج‌ های قبل از بلوغ رسیدن دختران و از همه مزخرف‌تر ازدواج دختر نابالغ و نوجوان با مرد چهل‌ساله و پنجاه‌ساله همه همانند کولهباری است که دختران و زنان افغانی محکوم به حمل آن است که در درون این عرف و عنعات زن‌ستیز، هیچ منطقی نمیگنجد و فرار ازین حقیقت آشکار، چارهی زندگی زنان کشور نیست. عرف، عنعنات و سنن موجود در کشور، آزادی و برابری حقوق زنان را در کشور نفی میکند و همانند زنجیرهای فولادین دست و پای آنان را بسته اند وقدم گذاشتن بیرون از دایرهی عرف و سنت که در خانوادهها و جامعه حاکم است، جزا و بدعت نا‌بخشودنی برای زنان تلقی میشود.
لذا درین شهر خبری از معرفت نیست، رفتار و انسانیت انسان‌های این دیار در برابر زنان جوره ی احساسات کور و برگرفته شده از عرف حاکم است و نٌقل و نبات آن جهالت و نادانی است. همین خلاهای عاطفی، معرفتی، اخلاقی و اجتماعی است که جلوی رشد و شکوفایی زنان جامعهی افغانی را همچون دیوار آهنین سد کرده و آنها را محکوم به محرومیت می‌سازند، این نا‌بسامانیها روی همه‌ی زنان چنان تاثیر گذاشته است که گاهن آنها زندگی در کشور را بیمفهوم وقصهی تکراری می‌پندارند و واژههای چون روز زن و نظایر آن برای‌شان تبدیل به واژههای بی‌خاصیت و بی مفهوم میشود. حدت و شدت این مسئله به پیمانه ی است که یک زن آگاه جامعه ی ما درد، رنج، مشقت، حق‌تلفیهای زنان را در هیأت اشک ناله می‌کنند و هیچ گوشی نبوده و اکنون نیز نیست که صدای محرومیت زنان جامعهی مان را شنیده باشد و چنین رویکرد سبب شده است تا صدای زن در تاریخ این سرزمین گنگ و ناشناخته بماند.
این صنفی از جامعه که قهرمانان واقعی در میادین عمل میباشند، علی‌رغم اینکه کارهای شاقه و مولدی را انجام میدهند و مطلوب‌ترین بازده را به جامعه عرضه میکنند ولی از کار و زحمات شان همواره صاحبان سرمایه بهره برده و میبرند و فقط مزد اندک و ناچیزی که مکفی حد اقل معیشت آنها نیست، برای شان پرداخته میشود و از زخمات بی شایبه‌ی شان بهره‌ی کلی به نفع سرمایه‌داران رقم می‌خورند. از سوی دیگر نوع نگرش و برخورد جامعه و خانواده‌ها نسبت به زن دوگانه میباشد و به آنها بهعنوان جنس درجه دوم دیده میشود که مصداق عینی این ادعا را در زمان به دنیا آمدن نوزادیکه دختر باشد، میتوان دید که اغلب از خانوادهها خوشی آنچنانی را که از تولد شدن نوزاد دختر داشته باشد، با کمال تألم و تأثر که ندارند و گاهن احساس انزجار و نارضایتی میکنند.
پیشنهاد صاحب این قلم برای مردم عزتمند افغانستان این است که بیاییم دیگر زن را به عنوان یک انسانیکه توانایی و استعداد کار را داشته و دارند، بشناسیم و در تمام تعاملات و معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بازوی اجرایی خوب‌شان باشیم تا توانسته باشیم که از نصف نیروی فعال و مولد مملکت که همانا زنان کشور اند، استفادههای بهینه و مطلوبی را کرده باشیم و کشور قامت خمیدهیخویشرا به یک مملکت قامت‌رسا و استوار مبدل سازیم. امکانیت این مسئله زمانی فراهم میشود که بال غیر فعال کشور «زن» را فعال سازیم و پرنده‌ی خوشبختی کشور را به قلههای بلندی از موفقیت، سعادت، خوشبختی و بهروزی پرواز دهیم.

عارف رضایی

درباره نویسنده

مدیریت جاغوری نیوز

ار تباط با مدیریت وبسایت خبری جاغوری نیوز: / 0093797675981
Info@Jaghorinews.com

Leave a Comment