افغانستان خبرها خبرهای منطقه و جهان مطالب عمومی

زمانی که مسئله‌ی تجاوز جنسی به میان می‌آید، در افغانستان همه فقط حرف است و نه عمل

فورین پالیسی/ دنیل مویلان
ترجمه: معصومه عرفانی

منبع: اطلاعات روز


نیلوفر در یک تاکسی نشسته بود که راننده دستش را به عقب برد تا سینه‌ی او را لمس کند. فرشته درحال قدم‌زدن به‌سمت خانه از محل کارش بود که یک موتورسوار سرعتش را کم کرد و خودش را به او مالید. مریم زمانی که در بازار بود، مردی ضربه‌ای محکم به باسنش زده بود به‌حدی که جای آن کبود شده بود. الهه زمانی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده بود، پسر جوانی به رانش چنگ زد.
در افغانستان، همان‌طور که این چهار مورد در کابل نشان می‌دهند، اذیت‌وآزارهای جنسی عمومی نسبت به زنان، درحد گیج‌کننده‌ای شایع است.
در یکی از هفته‌های اخیر در کابل، من بر روی نیم‌کَتی کوچک در یک آرایشگاه که از معدود فضاهای امن برای زنان در افغانستان است، نشسته بودم. میان توده‌ای از کیف‌های دستی و یک پسربچه‌ی پنج ساله که منتظر پایان اصلاح موهای مادرش بود، تمام زن‌ها برگشتند و به سمت من نگاه کردند.
یکی از آن‌ها باحالتی دستوری گفت: «سوالت را تکرار کن». پرسیدم: «آیا هیچ‌کدام از شما در ملاءعام مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اید؟». سالن به خنده منفجر شد. مردم به من گفت: «آماده باش! اگر شما از هرکدام ما بپرسید، می‌توانیم کتاب‌چه‌ی شما را پر کنیم».
انواع آزار و اذیت‌های عمومی که آن‌ها توصیف می‌کردند، شامل اظهارنظرهای جنسی درمورد ظاهرشان، سوت‌زدن‌های بی‌ادبانه، و حملات فیزیکی مانند دست‌مالی‌کردن و ضربه‌زدن بود. در افغانستان، برخوردهای شیءانگارانه با زنان و بدرفتاری با آن‌ها، بیش ازحد تصور معمول است. تحقیقات نشان می‌دهند که حدود ۹ نفر از هر ۱۰ نفر زن افغان با این رفتارها مواجه هستند. و ظاهراً هیچ‌جایی برای آن‌ها وجود ندارد تا برای شکایت بروند. زنان، نه در مناطق آرام و خلوتی که هیچ کس دیگری آن اطراف نیست، بلکه در مکان‌های عمومی شلوغ مانند ایستگاه‌های اتوبوس، بازارها، مغازه‌ها و پارک‌ها مورد آزار قرار می‌گیرند که افراد زیادی هم می‌توانند کمک کنند.
وژمه فروغ، بنیان‌گذار موسسه‌ی تحقیقات صلح زنان و امنیت – افغانستان (RIWPS)، می‌گوید آزار و اذیت‌های جنسی عمومی «به‌شدت توسط مردم جایز شمرده می‌شود و زنان هستند که همواره مورد سرزنش قرار می‌گیرند».
در مصاحبه‌ها، بیشتر از ده زن افغان از تجربه‌های خود در این زمینه سخن گفتند. یک الگوی مشخص در تمام آن‌ها وجود داشت: احساس راحتی که مردان بیگانه برای لمس یا آزار و اذیت آن‌ها دارند، عدم مداخله‌ی عمومی هنگامی که زنان بیش از هروقت به آن نیاز دارند، سرزنش قربانیان زمانی که آن‌ها درخواست کمک می‌کنند، و بی‌اعتمادی به پولیس برای عمل‌کردن به سود آن‌ها.
این زنان، هر روز زمانی که به مدرسه یا محل کار، سفر، خرید یا ملاقات یک دوست می‌روند، مورد حمله‌های فیزیکی، توهین، حرف‌های مبتذل، دعوت‌های ناخواسته‌ی جنسی، و نظراتی درمورد ظاهرشان قرار می‌گیرند.
من نیز پس از آن‌که قربانی یک حمله‌ی عمومی جنسی در کابل قرار گرفتم، می‌توانم با این زنان همدردی کنم.
در شب ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵، گزارشی از یک مراسم بزرگ در غرب کابل تهیه می‌کردم که در آن، صدها نفر از مردان و زنان به اعتراض به قتل‌های بی‌رحمانه‌ی هفت نفر از قوم هزاره، ازجمله دو زن و یک دختر نه ساله، تجمع کرده بودند. زمانی که عزاداران به ما، خبرنگارانی که می‌خواستند با آن‌ها درمورد خشم عمومی و غم‌واندوه آن‌ها از این قتل‌ها صحبت کنند نزدیک شدند، برخورد خوبی داشتند. وقتی تابوت هفت قربانی به آن‌جا آورده شد، چند نفر از معترضان به من کمک کردند تا نمای نزدیک‌تری از این اندوه عمومی را مشاهده کنم. من مردانی را دیدم که روی زمین‌های سرد نشسته، دست‌های خود را بر تابوت‌ها قرار داده و گریه می‌کردند.
از جمعیت خواسته شد تا بنشینند. من در همان نزدیکی نشسته بودم، زمانی که احساس کردم یک جفت دست مرا از پشت لمس می‌کند. در ابتدا من فکر کردم این یک اشتباه بوده است و کسی برای حرکت به جلو در تاریکی تلاش می‌کند. اما خیلی زود چندین جفت دست را احساس کردم که مرا دست‌مالی می‌کردند. دربدترین لحظه، کسی دستش را زیر لباس من برد.
من برگشتم به عقب و محکم به سینه‌ی اولین مردی که دیدم ضربه زدم و او را هل دادم. مرد دیگری که به من کمک کرده بود به تابوت‌ها نزدیک‌تر شوم، از من پرسید چه مشکلی پیش آمده است. من گفتم: «آن‌ها مرا لمس می‌کنند» و نتوانستم به زبان فارسی بهتر برایش توضیح بدهم. او با عصبانیت بر سر جمعیت فریاد زد، «کمی احترام بگذارید! او یک خبرنگار خارجی است». من خوش‌شانس بودم. همان‌گونه که بعداً برایم توضیح داده شد، این‌که مردان از زنان آشکارا حمایت کنند، بسیار نادر است.
یکی از دوستان مرد من که یک عکاس خبری است، کنار من ایستاد. فکر کردم که آزار و اذیت تمام شده است و به سمت تابوت‌ها برگشتم. اما هم‌چنان لمس می‌شدم و به همان شدت قبل. حتا زمانی که ما از میان جمعیت خارج می‌شدیم، دست‌هایی ناشناخته به ران‌های من دست می‌کشیدند.
عملاً هیچ زن دیگری به تابوت‌ها نزدیک نشده بود و تمام آن‌ها در حاشیه ایستاده بودند. در افغانستان، حتا در یک مراسم عزاداری با حضور صدها نفر از مردم، یک زن به‌راحتی موجب آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرد. احتمالاً آن زن‌ها این را می‌دانستند و من خیلی ساده‌لوح بودم!
آن‌چه برای حل این معضل فراگیر انجام می‌شود، بسیار اندک است.
دولت افغانستان نیز به‌نوبه‌ی خود به وجود این موضوع اذعان دارد. در اکتوبر سال ۲۰۱۴، رییس‌جمهور اشرف غنی سطح آزار و اذیت در مدارس را «تکان‌دهنده» توصیف کرد. شاه جهان یزدان پرست، معاون وزیر امور زنان، در یک ایمیل نوشت که «آزارهای خیابانی، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات امروز زنان افغانستان است».
فرای مشکلات روانی آشکار و شدیدی که زنان با آن مواجه هستند، آزار و اذیت‌های جنسی رابطه‌ای روشن با مسئله‌ی نابرابری‌های جنسیتی و فقدان فرصت‌های اقتصادی و توسعه‌ی انسانی دارد.
احمد شجاع، یک محقق دیده‌بان حقوق بشر، گفت: «آزار و اذیت جنسی تنها باعث آسیب‌رساندن به قربانی نمی‌شود. هزینه‌ی رنج و درد عاطفی درحد قابل‌توجهی بالا هستند، اما هم‌چنین باعث از دست‌دادن خلاقیت و کاهش مشارکت در نیروی کار و اقتصاد می‌شود… هزینه‌هایی که افغانستان قادر به پرداخت آن‌ها نیست».
بین سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳، مشارکت در بازار کار درمیان زنان افغان بالای ۱۵ سال، تنها از ۱۳ درصد به ۱۶ درصد افزایش یافته است. شواهد به‌طور مداوم نشان‌دهنده‌ی این هستند که افزایش سطح اشتغال زنان نسبت به مردان، تاثیری مستقیم بر تولید ناخالص داخلی دارد و در کشورهای درحال‌توسعه می‌تواند سهم قابل‌توجهی در کاهش کلی فقر داشته باشد.
آنیتا حیدری، یکی از بنیان‌گذاران سازمان زنان جوان برای تغییر که یک کلیپ ویدیویی نیز دررابطه با آزار خیابانی تولید کرده است، گفت: «دختران [به دلیل آزار و اذیت جنسی] قادر نیستند به مدرسه بروند. آن‌ها در مسیر رفتن به مدرسه احساس امنیت نمی‌کنند».
فاطمه، یک زن جوان افغان تحصیل‌کرده، داستان تکان‌دهنده‌ای از حمله‌ی مردی غریبه در یک روز روشن در یک خیابان آرام تعریف می‌کند. از آن زمان، خانواده‌اش از او خواسته‌اند در خانه بماند. فاطمه گفت: «پدرم به من و خواهرانم توصیه کرده است از خانه خارج نشویم، مگر این‌که ضرورتی وجود داشته باشد. [اما] من دختری نیستم که بخواهم در خانه بمانم. من می‌خواهم کار کنم. تلاش برای متقاعدکردن پدرم نسبت به این‌که دلیلی برای نگرانی او وجود ندارد دشوار است، زمانی که حتا خودم هم مطمئن نیستم».
در آرایشگاه، من از مریم که در بازار کتک خورده بود، پرسیدم که آیا به پولیس مراجعه کرده است. سروصداهایی که در پاسخ از زنان شنیدم، کر کننده بود: «برای چه؟»
او یک بار زمانی که یکی از همسایگانش او را تعقیب می‌کرد، به پولیس مراجعه کرده بود. آن مرد می‌دانست او چه زمانی به سر کار می‌رود و چه زمان به خانه بازمی‌گردد. یک روز او مریم را به زور نگه داشته و او را برای نادیده‌گرفتنش توهین کرده بود. به گفته‌ی مریم، افسر پولیس بعد از آن‌که به شکایتش گوش داده بود، او را سر تا پا برانداز کرده و گفته بود: «خوب کرده. حتماً تقصیر خودت بوده است».
زنان زیادی که من با آن‌ها صحبت کردم، ناراحتی خود را از ابرازخشنودی پولیس نسبت به خشونت‌های مبتنی بر جنسیت بیان کردند. آن‌ها اغلب مثال شکست افسران در مداخله برای جلوگیری از قتل وحشیانه‌ی فرخنده توسط اراذل و اوباش، و حتا سهم گرفتن خودشان در آن را ذکر می‌کردند. فرخنده زن جوانی بود که به دروغ متهم به سوزاندن قرآن شد. آنیتا حیدری گفت: «زنان نمی‌توانند این مسایل را به پولیس ارجاع دهند. پولیس قادر به ایجاد اعتماد نبوده است».
امود گورینگ، کارشناس برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد در افغانستان (UNDP) می‌گوید: «ما باید دست‌رسی زنان به پولیس را ساده‌تر بسازیم». حدود ۲ درصد از پولیس افغانستان را زنان تشکیل می‌دهند که اکثراً در جایگاه‌های رده‌پایین قرار دارند و UNDP امیدوار است که این رقم افزایش یابد.»
به گفته‌ی او: «درحال‌حاضر، آموزش حساسیت‌های جنسیتی در تمام سطوح سلسله‌مراتب پولیس ناکافی است».
در داستانی دیگر، فاطمه و یکی از دوستانش درحال قدم‌زدن به سمت یک تاکسی بودند که گروهی از پسران جوان آن‌ها را دنبال کردند و بارها ران و باسن آن‌ها را دست‌مالی کردند. فاطمه گفت که این اتفاق در یک خیابان شلوغ رخ داده و همه به آن‌ها خیره شده بودند، اما «هیچ کس حرفی نگفت. نه مغازه‌داران، نه عابران، نه پولیس، نه دیگر مردان جوان در خیابان».
افغانستان در این زمینه مقررات و قواعدی دارد، اما هیچ قانونی به صراحت دررابطه با آزار و اذیت‌های خیابانی نیست. قانون محو خشونت علیه زنان، که توسط دستور رییس‌جمهور در ۲۰۰۹ توشیح شد، اقدامات «آزار و اذیت و رنج‌دادن»، یا «تحقیرکردن و ارعاب» را با زندان قابل مجازات می‌داند. اجرایی‌شدن این قانون نیز بسیار آهسته صورت می‌گیرد و نیازمند زمان زیادی است. سازمان ملل متحد بارها شکاف‌های پایداری در اجرای این قانون در سراسر این کشور را گزارش داده است. به‌علاوه، پارلمان افغانستان این قانون را تصویب نکرده است. برخی این مسئله را به‌دلیل وجود گروه کوچک اما پرسروصدای محافظه‌کار در مجلس می‌دانند و این باعث می‌شود سوالاتی جدی دررابطه با وضعیت حقوقی و قابلیت اجرایی این قانون مطرح شود. حتا با این قانون نیز، زنان افغان راهی برای این ندارند که بتوانند قدم پیش گذاشته و از آزار و اذیت‌ها شکایت کنند. در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، علی‌رغم شیوع آزارهای خیابانی، تنها ۹۰ زن شکایت‌های خود را دررابطه با آزار و اذیت ثبت کرده‌اند.
یکی از نمایندگان پارلمان که نخواست نامش فاش شود، گفت مقررات منع آزار و اذیت جنسی زنان، که اخیراً به تصویب رسیده و مسئله‌ی آزارهای خیابانی در آن مطرح شده، «یک گام به جلو است». اما این نماینده اضافه می‌کند که این قانون بار سنگینی را برای اثبات و ارائه‌ی شواهد قابل‌اعتماد برای پولیس، بر دوش زنان قرار داده است.
احمد شجاع از دیده‌بان حقوق بشر نیز تایید می‌کند که این مقرره معایب جدی دارد و به شرط آن برای «مجازات انضباطی» برای زنانی که به‌نظر می‌آید «از روند شکایت سوءاستفاده کرده‌اند» اشاره کرد. به گفته‌ی آقای شجاع، در کشوری که زنان معمولاً برای این‌که قربانی آزارهای جنسی قرار می‌گیرند سرزنش می‌شوند، این مقررات «پیامدهای رنج‌آوری برای زنانی درپی خواهد داشت که قدم پیش بگذارند».
بااین‌حال، با تمام کمبودهایی که در حمایت‌های قانونی وجود دارد، وژمه فروغ باور دارد که قوانین پاسخ مناسبی نیستند. او می‌گوید: «ما باید به مردم آموزش بدهیم. دولت نیز باید مسئولیت خود را در این زمینه اجرا کند، اما دولت روی مسایل مهم‌تری متمرکز شده است، مانند جنگ با طالبان یا یک اقتصاد راکد».
به گفته‌ی خانم فروغ، تصمیم‌گیرندگان نیز به‌نظر نمی‌آید درکی از میزان رایج‌بودن مسئله‌ی آزارهای خیابانی داشته باشند. در کابل، بزرگان با ماشین‌های شخصی که ضدگلوله هستند رفت‌وآمد کرده و از آزار و اذیت‌ها در خیابان‌هایی که بر آن حکومت می‌کنند، دور و بی‌خبر می‌مانند. او می‌گوید: «آن‌ها این مسئله را موضوع مهمی نمی‌دانند. سیاست‌گذاران در خیابان‌ها راه نمی‌روند».
آنیتا حیدری می‌گوید که آموزش –هم مردان و هم زنان-، مهم‌تر است. آزار و اذیت‌های جنسی آن‌قدر رواج دارند که بسیاری از مردم حتا آن‌ها را به‌عنوان رفتاری غیر قابل قبول نمی‌بینند. او می‌گوید: «درحال‌حاضر، ما قوانین زیادی در کتاب‌های قانون داریم. [اما] اگر با بسیاری از زنان صحبت کنید، آن‌ها حتا نمی‌فهمند [آزار و اذیت جنسی] چه معنایی دارد».
به گفته‌ی فروغ: «ما نیازمند آگاهی‌دهی به زنان هستیم. آن‌ها باید بدانند که ایستادن روی پای خود و برای دفاع از خود کار درستی است و مردان نیاز دارند از اثرات آن بر ما آگاه باشند. تبعیض‌های زیادی در جامعه‌ی ما وجود دارد. تمام این سال‌ها، ما مردان را در گفت‌وگو از این مسئله سهیم نکرده بودیم».

درباره نویسنده

مدیریت جاغوری نیوز

ار تباط با مدیریت وبسایت خبری جاغوری نیوز: / 0093797675981
Info@Jaghorinews.com

Leave a Comment