خانه / خبرها / افغانستان / نگاهی به فاجعه‌ها و ابتذال‌های ولسوالی جاغوری
کد خبر: 9501211931
نگاهی به فاجعه‌ها و ابتذال‌های ولسوالی جاغوری

نگاهی به فاجعه‌ها و ابتذال‌های ولسوالی جاغوری

در این نوشته نگاهی کوتاهی می‌اندازیم به فاجعه‌ها و ابتذال‌های ولسوالی جاغوری؛ ولسوالی که نام و آوازه‌ی شان در سطح کشور قد برافراشته و سر زبان‌ها هر روز تکرار می‌شود، ولسوالی‌ای که در آن مردم نه‌تنها با طریقه‌ی آبادانی و تحصیل و روند باسواد شدن مشکلی ندارند که از آبله‌ی دست خود سرک و مکتب می‌سازند. بیش‌تر از نصف حقوق معلمان مکاتب از جیب مردم پرداخت می‌شوند. بر مبنای آماری که من دارم، در کمترین حد محاسبه، 30000 هزار جوان دانش‌جو و تحصیل‌کرده دارند. با بیش از 550000 نفر نفوس، بزرگ‌ترین ولسوالی کشور است. نزدیک به 120000 دانش آموز در قریب به 100 مکتب فعال در این ولسوالی مصروف تعلیم و تربیت اند.
این توضیحات فشرده، در نگاه اول برای بعضی مخاطبان، شاید جذاب و فریبنده و مایه‌ی فخرفروشی و سربلندی باشد؛ اما واقعیت این است که از نظر من، وضعیت اقتصاد، معارف، فرهنگ و اجتماع در جاغوری را می‌شود دقیقاً با واژه‌ی «ابتذال» و «فاجعه» تعریف کرد. فاجعه این است که بیش از 550000 انسان در یک ولسوالی، به حکومت مرکزی به صورت قانون‌مندانه مالیه می‌دهند، هر سال، قریب به 3000 متقاضی کانکور را از مکاتب فارغ می‌کنند تا در جمع نیروی انسانی فعال کشور برای آبادانی و مدیریت و رفاه و شکوفایی اضافه شوند، بدون ایجاد هیچ دردسری برای حکومت مرکزی و ارگان‌های امنیتی، در تأمین امنیت بخشی از کشور سهم می‌گیرند و به همین ترتیب، با داشتن ده‌ها ظرفیت دیگر، چرا باید خودشان سرک و مکتب بسازند و حقوق معلمان را خود پرداخت کنند؟ چرا با وجود این‌همه ظرفیت و نیروی انسانی، این ولسوالی از کم‌ترین امتیازات و حقوق و خدمات شهروندی برخوردار است؟
فاجعه‌آمیز است که در برابر قدرت و حضور 30000 نیروی تحصیل‌کرده، دختری را در محضر عام به شلاق ببندند یا مثلث آخند و قومندان و ارباب، بر تمامی امورات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک جغرافیا که ادعای سواد و دانش و پیشرفت دارند، مسلط باشند. آخرین حد تحقیر و زبونی را وقتی تجربه می‌کنیم که در این ولسوالی با همه‌ی ادعاهای بلندبالایی که می‌شود، یک هنرمند و آوازخوان با خبرچینی و گزارش‌دهی حاکمان هنرستیز و بنیادگرایش زیر تیغ طالب و تروریست می‌رود. ابتذالی بدتر از این نیست که با پنج‌صدوپنجاه هزار نفوس و چیزی حدود 150000 نفر دانشجو و دانش آموز، حکومت آن‌ها را دانه‌ی نخودی حساب نمی‌کنند و مجبور اند در کمال حقارت و زبونی با بیل و کراچی و کلنگ به جان سرک و مکتب بیفتند و از پول زراعت و کارگری در ایران و اروپا و فروش کشمش نخود و پارچه و نجاری شان، خود معاش معلمان شان‌را بپردازند.

عنوان خشک و خالی بزرگ‌ترین ولسوالی کشور که نتواند هزینه‌ی فقط اسفالت سرک یک‌کیلومتری را از حکومت بگیرد، به چه دردی می‌خورد؟ در وضعیتی که رسماً خرید و فروش دختر در یک ولسوالی جریان دارد و هزینه‌های عروسی بیشتر به یک معامله‌ی تجاری می‌ماند تا ازدواج دو انسان، آیا داشتن 30000 هزار فارغ‌التحصیل و دانش‌جو بیش‌تر از این که مایه‌ی افتخار باشد، یک لکه‌ی ننگ نیست؟ این‌همه دانشجو، تحصیل‌کرده، روشن‌فکر، دانش پژوه، معلم ، جامعه‌شناس و فعال مدنی و … در میدان عمل و اصلاح برای زادگاه‌شان چه غلطی توانسته اند که تعداد و کمیت آن‌را به رخ کسی یا کسانی بکشیم؟

ساختن صدها مسجد مجلل، هزارها خانه‌ی لوکس، خرید موترهای رنگارنگ و مُدل سال، نرخ بالا و دیوانه  کننده‌ی خرید و فروش لباس های اشرافی و گران‌بها، در وضعیتی که وزن خاک‌های نشسته بر کتاب‌های کتاب‌خانه‌ی مکتب قریه‌ی ما از وزن خود کتاب‌ها بیش‌تر است، اسباب یک ننگ و خجالت بزرگ و تاریخی را فراهم کرده است. اکثریت دانش‌آموزان در این ولسوالی با موتر و تفنگ‌چه و زورگویی و قلدری مصروفند و خدا بیامرزد تلاش و سخت‌کوشی نسل 10 سال پیش‌را که نیمه‌شب‌ها کنار کتاب، پرکار، قلم و کتابچه و حل کردن پرسش‌های تمرینات سخت کتاب‌ها به خواب می‌رفتند. همان‌طوری که در این کشور، چسپیدن به طریقت مکتب و کتاب دانشگاهِ صرف زیان‌بار است به همان میزان، گرایش صرف به تفنگ و کلاشینکوف می‌تواند وضعیت را به ضرر آدم مهندسی کند.
فاجعه‌ی بدتر از چنین وضعیت خجالت‌آور، این است که اغلب آدم‌های جوان و تحصیل‌کرده‌ی این ولسوالی به جای برخورد نقادانه و اصلاح‌گرایانه به وضعیت این ولسوالی، با یک نوع افتخار و فخرفروشی و نگاه تحسین برانگیزانه به زادگاه‌شان می‌نگرند که به خودی خود کمک بزرگی به ریشه‌گرفتن این ابتذال می‌کند. حرف زدن از مناظر طبیعی و زیبایی‌های دریای سنگ‌ماشه که در کناره‌های پر از عرعر و بید و سرسبز آن فقط می‌شود ساعتی نشست و تربوز خورد، یا سخن گفتن از رانندگی دختران در این ولسوالی فکر نمی‌کنم بتواند وضعیت اندوه‌بار اقتصاد، فرهنگ و معارف این ولسوالی را بپوشاند، ساز دگر زنیم.
این سیاهه‌ی بلند، تنها اشاره‌ی کوچکی به بخش‌هایی از وضعیت فاجعه‌بار این ولسوالی بود. ابتذال زندگی، بسیار بیش‌تر از آن‌چه در این نوشته آمده است، دامن‌گیر جاغوری است. این غوغاهای برخاسته از مداحانی که می‌شنوید، سازی است برای سرپوش‌گذاشتن بر سیاهی‌های این صفحه‌ی که سپید می‌نمایندش.

نویسنده: خادم‌حسین کریمی.

ویرایش‌شده توسط: مدیریت جاغوری‌نیوز.

یادداشت: مطالب بالا در بعضی موارد ویرایش شده است چون مدیریت سایت حق ویرایش و پیرایش را برایش محفوظ می‌دارد؛ اگر نویسنده این متن را می‌خواند و از ویرایش آن انتقادی دارد لطف نموده ایمیل بزند و یا هم در بخش دیدگاه نظر شان‌را بنویسد؛ بدون شک که مدیریت سایت از دیدگاه یکایک تان استقبال می‌کند.

 

Download PDF

درباره‌ مدیریت جاغوری نیوز

ار تباط با مدیریت وبسایت خبری جاغوری نیوز: / 0093797675981 Info@Jaghorinews.com

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

برای نشر نظر تان در جاغوری‌نیوز، خانه‌خالی ذیل‌را با عدد مناسب پر کنید! *

جاغوری‌نیوز - پایگاه خبر‌رسانی جاغوری