مطالب علمی مطالب عمومی معارف

چی چیز میتواند یک کشور را با مدنیت همراه سازد؟؟؟

معارف یگانه جاده نجات است که می تواند کشور را با مدنیت همراه سازد و مردم را به خردورزی، منطق زیستن، تعامل کردن با همنوع و شیوه زیستن آشنا می سازد.
آشنایی با معارف، تحصیل و دانش، درواقع آشنایی با معرفت، تعقل، تفکر و خردورزی است، به هر پیمانه که بازار سواد و دانش بهبود و رونق حاصل کند، به همان میزان سبب رشد شاخصه های دیگری؛ مانند شکوفا شدن استعدادها، پویایی شخصیت، تکامل و پیشرفت جامعه معنوی و مادی می گردد.
افغانستان به دلیل حاکمیت های ظالمانه، هیچگاه نتوانسته است که خود را با کاروان مدنیت یکجا سازد و به جاده سبز معرفت و دانش گام هایش را به طور مثمر و مولد بر دارد تا از این رهگذر، اطفال و طیفِ جوان که انرژی و پوتانسیل بالقوه و هسته فعالیت های اقتصادی جامعه را تشکیل می دهند، به علم روز مسلح شوند و با خلاقیت وکارآفرینی شان کشور بحران زده و جنگ زده افغانستان را از حالت قامت خمیدگی نجات داده و به یک کشور قامت رسا و استوار مبدل سازند.
دریغا که امروز هر کس به سهم خود رشد معارف را در کشور سد نموده است. از اختلاس گرفته تا به یغما بردن و به جیب زدن منابع پولی که غرض بهبود معارف به کشور ”خرابستان“ در نظر گرفته شده بود، توسط دست اندرکاران و مقامات بلندپایه معارف حیف و میل شده و کمک های دونرهای خارجی و کشورهای که خواهان رشد و ترقی معارف کشور بودند، در قدم نخست توسط استخدام افراد و اشخاص متعلق به قوم و خویشاوند، جناب وزیر آن وقت، حیف و میل شد که آسیب جبران ناپذیری را بر پیکر معارف نو پای کشور که تازه از فضایی جنگ و خشونت در دوره حکومت موقت و دوره اول ریاست جمهوری حامد کرزی اندکـی رونــق گرفــته بود، وارد ساخت و هزارن متعلم و معلم را که انگیزه کار برای توسعه و پیشرفت معارف و مملکت داشتند، بی انگیزه ساختند. از طرف دیگر نبود معلمان مجرب و کار ورزیده در مکاتب و نبود امکانات و فضای درسی مناسب را یکی از شاخصه های تاثیرگذار دیگر می توان نام نهاد که دانش آموزان زمانی همه روزه به صنوف درسی وارد می شوند اولین بار چشمان شان به چوکی های شکسته و صنوف خاکی و حتی در زیر درخت درس خواندن روبرو اند، این دنیای نداشتن ها سخت دانش آموزان را متاثر می سازد و آن ها را به آینده و تحصیل بی باور می سازند.
یکی از مهم ترین و بنیای ترین چالش فرا روی رشد معارف افزایش سطح تقاضا در سکتور معارف است که توام با آن امکانات، تسهیلات وظرفیت تحصیلی و کاری برای متقاضیان معارف وجود ندارد، این مساله سبب بطی شدن رشد معارف می شود، علاوه بر آن، بازار کاری پاسخگوی نیازمندی های تحصیل یافته گان بیکار نیست و اکثریت مطلق مقطع لیسانس و ماستری بکار استخدام نمی گردند، زمینه ها و فرصت ها برای فارغان بیکار وجود ندارد، که این مساله تاثیرات روانی منفی و زیان باری را روی اذهان دانش آموزان وارد می سازند. دانش آموزانی که در مکاتب در حال فراگیری علم و دانش اند، با مشاهده اوضاع متشنج کشور و مشبوع بودن بازار کار و عدم ظرفیت در این سکتور و ایجاد نشدن شرایط کاری و اشتغال در مارکیت کار، بی انگیزه می شوند؛ زیرا عملا نظاره می کنند دانشجویانی که چند دور پیش از ایشان فارغ التحصیل از دانشگاه های دولتی و خصوصی گردیده اند، مدت ها است که برای یافتن کار سرگردان اند و استعداد های شان سرکوب می گردند، که این عوامل سبب انگیزه کشی تمامی طیف دانشجویی شده و رشد معارف را شدیدا همچون دیوار آهنین سد نموده است. ندادن صحنه های کاری به دانشجو و فارغ التحصیل و نسل مزاحم قلمدادکردن آن ها ”جامعه مدنی، جامعه شعاری، متشتت“ از جانب سیاست مداران و طبقات حاکم بر قدرت را می توان از چالش برانگیزترین و عمده ترین مانع رشد معارف خواند؛ زیرا وقتی که دانش آموز و محصل خود را در آیینه دولت، مارکیت کار و سایر نهادهـــای سکتـــوری دولــت نبینند، و از اندوخته های شان برای تغییرات اوضاع متشنج و مافیایی استفاده نتوانند و همچنان از ابتکارات و خلاقیت عده ای که در عرصه معارف عرضه می شوند، بنابر برخورد و نگرش دو گانه ”تباری مذهبی و ولایاتی“ افراد حاکم بر قدرت مورد تشویق وترغیب، فراهم کردن تسهیلات و قدردانی نمودن از این گونه افراد موثر و مولد، انجام نمی شود. پس در این صورت مرگ معارف و تحصیل را باید در آینده های نزدیک به تجربه بگیریم.
زمانی که بازده و محصول زحمات تحصیلی شانزده ساله یک محصل که مصارف و مشکلات سنگینی را به دوش می گیرند تا در آینده کشور نقش مولد و موثر بازی کنند، این باشد که بعد از فراغت حاصل کردن در آشفته بازار کشور جای برای اظهار نظر، طرح و ابتکارات محصل وجود نداشته باشد و استعداد دانش آموخته در اتاق نم ناک زیر لحاف شود دیگر چه انتظاری را کسانی که یگ گام به عقب اند از آینده کشور و معارف داشته باشند؟ زمانی که یک فارغ التحصیل در کشور به نان خشک شب شان در مانده باشد، چطور می توان دانش آموزان بر حال را تشویق و ترغیب به خواندن و آموختن کرد و از مهاجرت شان با موانع ایجادکردن از طریق ریاست پاسپورت کشور، جلو رفتن آن ها را به خارج از کشور گرفت؟ برعلاوه بران مافیایی شدن نهاد کانکور را هم از جمـله مولفه های تاثیرگذار مانع رشد معارف در کشور بر شمرد. دخیل بودن مافیا در کانکور و فراهم آوردن فضای تقلب از قبل سازماندهی شده برای برخی از ولایات و کمک نمودن و ضریب دادن نمره کانکور به بهانه نا امن بودن برخی از ولایت ها، هیچ گونه توجیه منطقی نداشته به جز مرگ پدیده رقابت و از بین بردن انگیزه تحصیل و تنگ نمودن و وحشت آفریدن و دوگانه برخوردنمودن درصحنه های امتحان کانکور برای اکثریت دانشجویان نخبه سخت مایوس کننده بوده است.
در شرایطی که تمام کمک ها و امکانات دولتی صرف برنامه های تیمی دو تیم حاکم شود و چیزی برای توسعه اقتصادی و اشتغال زایی، زمینه های تحصیلی نماند، نه تنها معارف بلکه همه سکتورها متضرر می شوند و بالاخره ملت و مردم هم برای نجات شان از زیر چتر انحصارگران و مافیاهای قدرت، روزی راه های فرار را جستجو خواهند کرد و یا اسباب اضمحلال دولت مستبد را پیدا خواهند کرد.
لذا الزامی و ضروری پنداشته می شود که پیش کسوتان معارف با این مساله آسیب شناسانه بنگرند و یک راهکار مطلوب برای بقا معارف ورشد آن را در نظر داشته باشند.
اگر دست اندر کاران وچیز فهممان به این مساله توجه جدی نداشته باشد ممکن منجر به مرگ معارف ودانش در کشور شود .

محمدعارف “رضایی”

درباره نویسنده

مدیریت جاغوری نیوز

ار تباط با مدیریت وبسایت خبری جاغوری نیوز: / 0093797675981
Info@Jaghorinews.com

Leave a Comment